close
چت روم
این‌بار چاقویت را در گلویم فرو کن
loading...

سایت تفریحی و جذاب فانیز

تا خرخره غصه خورده باشی! هر چه هم عق می‌زنی، غم بالا می‌آوری! ولی تمام نمی‌شود که لامذهب!

آخرین ارسال های انجمن

این‌بار چاقویت را در گلویم فرو کن

روح الله بازدید : 128 جمعه 03 مرداد 1393 : نظرات ()

این‌بار چاقویت را در گلویم فرو کن

این‌بار چاقویت را در گلویم فرو کن

 تا خرخره غصه خورده باشی! هر چه هم عق می‌زنی، غم بالا می‌آوری!
ولی تمام نمی‌شود که لامذهب!
بالا آوردن‌های بعد زیاده روی در مستی را دیده‌ای؟
بعد چند بار که بالا می‌آوری چند تا عق می‌زنی ولی دیگر خبری نیست! معده‌ات خالی می‌شود و دیگر احساس سبکی می‌کنی. نهایت چند ساعت سردرد و رخوت، دوباره باز هم می‌شوی همان آدمِ قبلِ مستی. ولی غصه خوردن شباهتی به هیچ کدام از این‌ها ندارد! عق می‌زنی و خودت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و قلبت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و مغزت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و بغض‌هایت را بالا می‌آوری! عق می‌زنی و گریه‌هایت را بالا می‌آوری! بالا می‌آوری و بالا می‌آوری ولی باز هم پُری!  سنگین راه می‌روی! راه می‌روی و راه می‌روی و به هیچ کجا نمی‌رسی. اصلن یادت می‌رود کجا می‌روی؟ از کجا آمده بودی؟ فکرمی‌کنی عادی است. این هم یکی از نقش‌هایت است  که باید بازی کنی! آن‌قدر تویِ نقشت فرو رفته‌ای که انگار پذیرفته‌ای توی بازی گیر افتاده‌ای! این هم یک جورش است! این هم یک صحنه‌ی تازه است! تکراری نیست. هیچ روزِ غمگینی شباهتی به روزهای غمگین سپری شده‌ی گذشته ندارد! این‌بار دیگر دست و پا هم نمی‌زنی تا خرخره تویِ تنهایی فرو رفته‌ای! سرت را یک کمی پایین‌تر بگیری، کارت تمام است. مقاومتی نمی‌کنی ولی انگار کسی به زور گردنت را گرفته و بیرون نگه داشته تا نفس بکشی! چقدر دلت می‌خواهد رمقی داشته باشی، دستش را بگیری و بشکنی و خودت را خلاص کنی! دلت می‌خواهد زمستان برگردد! همان روزهایِ سرد طاقت فرسایی که شعله‌ی کم سوی امید گرمت می‌کرد. هیچ چیزی را نمی‌توانی عوض کنی بعد سال‌ها زمزمه کردن شعر فروغ، تازه معنی‌اش را درک می‌کنی« و ناتوانی این دست‌های سیمانی» دلت هیچ‌چیز و هیچ کس را نمی‌خواهد! نخواستن فعلی نیست که تازه به فکر صرف کردنش افتاده باشی! ولی این بار  ناخودآگاه درک فوق‌العاده ای از آن داری. بی‌شک زندگی‌ات روی هواست. ناخودآگاه به جمله‌ی قبلی می‌خندی! کدام زندگی؟
غر نزنید! این‌جا بی‌شک بهار نیست. حال و هوایِ این خانه دل‌گیر است. هر کس به هوایِ بوی عید و کلی حرف‌های خوب و عیدی آمده بود، راستِ شکمش را بگیرد و برود. نه حوصله‌ی دل‌داری دارم نه ظرفیتِ نصیحت! وقتی که دیگر نه دلی مانده است و نه طاقتی! آمدم فقط به روز کنم تا هیچ‌وقت این روزهایم را فراموش نکنم تا به قول حسین منزوی، بعد هزار بار به پوچی رسیدن دوباره فلک با هزار شعبده، فریبم ندهد.
دوستان نزدیک و دورم، آنهایی که به من دسترسی دارید لطفن زنگ و اس ام اس نزنید که چه شده؟ هیچ اتفاق تازه‌ای جالب‌تر و حماقت‌بار تر از آن‌چه در زندگی همه‌ی شماها هم اتفاق افتاده و می‌افتد، نیفتاده است! فقط باورِ من تمام شده است!  دیگر موجود نیست! هنوز هم هستد کسانی که بساط این‌گونه اقلام در دکان‌شان پهن است. خواستید به آن‌جاها سری بزنید.
نمی‌دانم چند شنبه است ولی بی‌گمان جمعه نیست، چون سرکار هستم. از این پس این‌جا زمانِ معینی برای به روز شدن ندارد.
 
 
 
خنجری در پشتم
خنجری در قلبم
این‌بار
چاقویت را در گلویم فرو کن!

برچسب ها غصه , اوج غم , نوشته های غم ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات

  • بخش اخبار و گفت و گو
  • بخش تفریحی
  • بخش عکس ها
  • بخش آموزش
  • بخش دانلود
  • بخش مدل لباس و مو
  • بخش جواهرات
  • بخش رمان
  • بخش آهنگ های عاشقانه
  • آوای های انتظار همراه اول
  • آوای های انتظار ایرانسل
  • عکس عاشقانه
  • اس ام اس های عاشقانه جدید
  • نوشته های عاشقانه
  • نظرسنجی
    سال 92 رو چه جوری پشت سر گذاشتی؟






    آمار سایت
  • کل مطالب : 947
  • کل نظرات : 168
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 118
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 23
  • بازدید امروز : 15
  • باردید دیروز : 139
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 883
  • بازدید ماه : 2,439
  • بازدید سال : 12,631
  • بازدید کلی : 434,122
  • آهنگ آنلاین سایت فانیز